السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
532
تفسير الميزان ( فارسي )
بعضى « 1 » گفتهاند : منظور از وزر گناه امت آن جناب است ، و قهرا مراد از وضع وزر آمرزش آن گناهان است . و اين وجوهى كه نقل شد بعضىها سخيف و بعضى ديگرش ضعيف است و با سياق سازگار نيست ، بعضىها به عنوان « قيل - گفته شده » نقل شده ، و بعضى ديگرش به صورت احتمال ذكر شده است . * ( « وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ » ) * « رفع ذكر » به معناى بلند آوازه كردن كسى است ، به طورى كه نامش و گفتگويش از همه نامها و همه خاطره ها بلندتر باشد ، و خداى تعالى نام آن حضرت را چنين كرد ( همه جا سخن از آن حضرت بود ) ، و يكى از مصاديق رفع ذكر آن جناب اين است كه خداى تعالى نام او را قرين نام خود كرد ، و در نتيجه در مساله شهادتين كه اساس دين خدا است نام او قرين نام پروردگارش قرار گرفت ، و بر هر مسلمانى واجب كرد كه در هر روز در نمازهاى پنجگانه واجب نام آن جناب را با نام خداى تعالى به زبان جارى سازد ، و لطفى كه در آيه مورد بحث به كار رفته از نظر خواننده دور نماند ، و آن اين است كه : بعد از كلمه « وضع » در آيه سابق كلمه « رفع » را كه درست مقابل آن است آورد . * ( « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » ) * بعيد نيست اين آيه تعليل مطالب گذشته يعنى وضع وزر و رفع ذكر باشد ، چون رسالتى كه خداى تعالى بر آن جناب تحميل كرده ، و دستور داد مردم را به سوى آن دعوت كند سنگينترين بارى است كه بر يك بشر تحميل شود ، و معلوم است كه با قبول اين مسئوليت كار بر آن جناب دشوار شده ، و همچنين تكذيبى كه قومش نسبت به دعوتش نموده و استخفافى كه به آن جناب كردند ، و اصرارى كه در محو نام او مىورزيدند ، همه براى آن جناب دشوارى روى دشوارى بوده ، و خداى تعالى در آيه قبلى فرمود : ما اين دشوارىها را از دوش تو برداشتيم ، و معلوم است كه اين عمل خداى تعالى مانند همه اعمالش بر طبق سنتى بوده كه در عالم به جريان انداخته ، و آن اين است كه هميشه بعد از هر دشوارى سهولتى پديد مىآورد ، و به همين جهت مطلب دو آيه قبل را تعليل كرده به اينكه اگر از تو وضع وزر كرديم ، و اگر نامت را بلند ساختيم ، براى اين بود كه سنت ما بر اين جارى شده كه بعد از عسر ، يسر بفرستيم ، و بنا بر اين احتمال لام در كلمه « العسر » لام جنس خواهد بود ، نه لام استغراق ،
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 169 .